علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

463

آيين حكمرانى ( فارسى )

است : بيست بنت مخاض ، بيست بنت لبون ، بيست ابن لبون ، بيست حقّه و بيست جذعه « 1 » . در اجناس ديهء شتر پايهء همهء اجناس است و ديگر اجناس بدل يا جايگزين آن هستند . ديهء زن ، هم در ديهء نفس و هم در ديهء اعضا ، نصف ديهء مرد است . در مورد ديهء يهودى و مسيحى اختلاف شده است : ابو حنيفه بدان گراييده كه ديهء آن‌ها نيز همانند ديهء مسلمانان است ؛ مالك گفته : ديهء آن‌ها نصف ديهء مسلمان است و سرانجام از ديدگاه شافعى اين ديهء يك سوم ديه مسلمان است . ديهء مجوس كسر دو سوم ديهء مسلمان يعنى هشتصد درهم است . ديهء برده ، از ديدگاه شافعى همان قيمت اوست ، هر مقدار كه باشد حتى اگر به چندبرابر ديه غير برده برسد . اما ابو حنيفه گفته : ديهء برده را در صورتى كه بهايش افزون‌تر از ديهء غير برده باشد ، به ديهء غير برده نمىرسانم و ده دينار از آن مىكاهم . عمد شبه خطا عبارت است از آن‌كه شخص « فعل » را قصد كرده ولى قتل را قصد نكرده باشد ، همانند آن‌كه كسى ديگرى را با چوبى بزند يا سنگى به سوى او بيفكند درحالىكه از امثال چنين ضربه يا سنگى هم احتمال به سلامت در رفتن و هم احتمال كشته شدن وجود داشته باشد ، اما تصادفا اين كار به قتل منجر شود ، يا همانند آن‌كه معلمى دانش‌آموز خود را به آن اندازه و شيوه كه متعارف است بزند يا حكمرانى كسى را تعزير كند و اين كار به مرگ بينجامد . در چنين صورتى بر قاتل قصاص نيست و به ديه‌اى مغلّظ بر عاقله حكم مىشود . تغليظ ديه نيز در طلا و نقره به افزودن يك سوم مقدار اصلى است و در شتر به آن‌كه ديه [ به جاى پنج دسته ] از سه دسته تشكيل شده باشد : سى حقه ، سى جذعه و سى خلفه « 2 » يا شترى كه آبستن باشند . روايت شده است كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : « عاقله نه متحمل برده مىشوند ، نه عمد ، نه صلح و نه اعتراف » « 3 » . ديهء خطاى محض در حرم و ماه‌هاى حرام و نيز در مورد قتل خويشاوندان ديهء مغلّظ است . ديهء عمد محض هم در صورتى كه در آن از قصاص صرف‌نظر شده باشد ديهء مغلظ است و

--> ( 1 ) . بنت مخاض شتر ماده‌اى را گويند كه يك سال را تمام كرده و وارد دوسالگى شده است . بنت لبون شتر ماده و ابن لبون شتر نرى را گويند كه دو سال را كامل كرده و وارد سه‌سالگى شده باشند ، حقه شترى است كه سه سال را تمام كرده و به چهارسالگى درآمده باشد و سرانجام جذعه شترى است كه چهار سال را كامل كرده و به پنج سالگى درآمده و عمر آن از شش سال نيز نگذشته باشد . بنگريد به : قلعه‌چى ، معجم لغة الفقهاء ، ص 110 ، ابو حبيب ، القاموس الفقهى ص 237 - م . ( 2 ) . خلفه شتر باردار را گويند . بنگريد به : قلعه‌چى ، معجم لغة الفقهاء ، ص 199 ؛ ابو حبيب ، القاموس الفقهى ، ص 121 - م . ( 3 ) . « لا تحمل العاقلة عبدا و لا عمدا و لا صلحا و لا اعترافا » . متن را با اندكى تفاوت بنگريد در : بيهقى ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 8 ، ص 104 ، ش 16137 و پس از آن ؛ ابن رشد ، بداية المجتهد ، ج 2 ، ص 309 - م .